تبليغاتX

تمامی حقوق این وبلاگ مختص به خاطرات مرده است و هر گونه کپی برداری از قالب یا مطالب وبلاگ پیگرد قانونی دارد

 

 

...................می بینی مرا

 آري به قول قيصر
لبخند تو خلاصه خو بي هاست
اما مي داني كه وقتي نباشي, ديگر لبخندي براي من نخواهد بود؟
مي بيني چقدر محتاج توام؟
مي بيني! با تمام ستبري واستقامتم, چقدر نيازمند نگاه تو هستم؟
با تمام غرور ومقاوم بودنم, هنوز بي تاب چشمان مهربانت هستم
هنوز دلم وقتي تو را مي بيند, مي لرزد
هنوز نگاه مهربانت را عاشقانه دوست دارم
هنوز مي خواهم مرا نگاه كني وبا من بماني
هنوز نيازمند تو هستم
پس به قول قيصر
لختي بخند خنده گل زيباست
.كه اين چنين, من نيز به شادماني مي رسم

 نوشته شده توسط آرمان نظر یادت نره  | 

....کاش با تو نمی ماندم

  عاشق نبودی تو،من عاشقت بودم                

درقبله گاه عشق بودی تومعبودم                                    

آرام و آسوده درخواب خوش بودی                                                  

     یک لحظه من بی تو هرگزنیاسودم

من بانفسهایم،نام توراخواندم                    

کاش ای هوس،بازم،باتونمیماندم                                                         
                                          
روزیکه میگفتی من باتومیمانم   

روزیکه میدانستی من بی تو میمیرم                                                 
 

                     روزیکه با عشقت بستی به زنجیرم         

بازنده من بودم،این بوده تقدیرم                 

خوش باوری بودم پیش نگاه تو                       

هردم زچشمانت خواندم کلامی نو                

عشق تو چون برگی دردست طوفان بود                       

دل کندن و رفتن پیش تو آسان بود                                 

روزی به من گفتی دیگرنمی مانم                                          

گفتم که میمیرم،گفتی که میدانم!                                               

باورنمیکردم هرگزجدایی را     

آن آمدن باعشق،این بیوفایی را         

 

کاش..کاش..باتونمی ماندم...

 نوشته شده توسط آرمان نظر یادت نره  | 


...خاطره ها

،سالها میگذرد
 

،این دگرقصه ی هرروزمن است

که مدام درپی راهی باشم

تا ازپیچ و خمش

..ازهمه خاطره ها بگذریم

نوشته شده توسط آرمان نظر یادت نره  | 

هیچکس......هیچکس

هیچ کس در دل تاریکی شب

باچراغی به سراغم نرسید


هیچ کس موقع پژمردن فصل

باگلی تازه به باغم نرسید


..هیچ کس

هیچ کس بازوبه بازویم نداد،ای روزگار


گل پریشان شدزمستان شدبهار

ازجوانی نیست چیزی یادگار


...هیچ کس

هیچ کس این روزهاهمدردوهم رازم نشد


اگه ازدردمنودلسردی سیرنشد

بادزیربال پروازم نشد


هیچ کس....هیچ کس

نوشته شده توسط آرمان نظر یادت نره  | 
 

.....اما هیچکس نمیفهمد

کاش همان کودکی بودم که حرفهایش راازنگاهش

میتوان خواند.امااکنون اگرفریادهم بزنم کسی نمیشنود.

دلخوش کرده ام که سکوت کرده ام

سکوت پربهتر از فریادتو خالیست!!!

دنیا راببین......بچه بودیم از آسمان باران می امد،

بزرگ شده ام ازچشمهایمان می آید.

بچه بودیم دردودل راباهزارناله میگفتیم،همه میفهمیدند

بزرگ شده ایم ،درد و دل را به صدزبان میگوییم

اما هیچ کسی نمیفهمد.....

 نوشته شده توسط آرمان نظر یادت نره  | 
 

....تو دیگر برو

اگرچه سخت و کشنده است،تو برو دیگر

رسیده عشق من و تو به لحظه ی آخر

گناه ازمن بود یا تو دگر فرقی نیست

اگر که خوب بود یا بد،برو زمن بگذر

من و تو درک نکردیم یکدیگرراهیچ

و بازرابطه ها تیره میشود و بدتر

شبیه قصه سنگ است و شیشه،عشق ما

شکست سنگ غرورت دل من آخر

ندیده ام من ازاین عشق رنگ آرامش

شبیه قایقی بی تکیه گاه و بی لنگر

چه فایده که بگویم دوستت دارم

چراکه حرف مرا تو نمیکنی باور

نشان ز زخم قدیمی و کهنه ای دارد

...تمام شعرو غزل های این دفتر

 نوشته شده توسط آرمان نظر یادت نره  | 

عاشقی کجاست؟ وفا کدومه؟

میخوام به سردی شبهام بخندم

الهی که شفا پیدا کنی تو

واسه دردات دوا پیدا کنی تو

تو این دنیا که بی وفایی رسمه

رفیق با وفا پیدا کنی تو

عمرا تموم دنیا رو بگردی

مثل من عاشقی پیدا کنی تو

نرو افسانه ی من ناتمومه

بدون اگه بری کارم تمومه

بهت گفتم بیا دنیای من باش

کنارت حتی مردن آرزومه

شنیدم تو دلت انگار میگفتی

که عاشقی کجاست وفا کدومه

میخوام به سردی شبهام بخندم

میخوام به پوچی فردام بخندم

وقتی میبینمت با دیگرونی

تو اوج گریه هام میخوام بخندم

میخوام داد بزنم تنهای تنهام

میخوام وقتی میگم تنهام بخندم

منم تو شهر غم زندونی تو

غم و غصه ی دل ارزونی تو

نگو دوستت دارم به یه غریبه

میشه اون مثل من زندونی تو

رسیده اون شبی که تو می خواستی

چه بده آخر مهمونی تو

 نوشته شده توسط آرمان نظر یادت نره  | 

...........انتها

به چه می انديشی ؟

چرا چهره بر گرفته اي، نگاه کن

اما نه از لابه لای انگشتانت، به تو می گويم که هنوز شب نشده

.بنگر، برو و دور دست را درياب

پشت اين سنگلاخ، زندگی صدايت می زند

درختی است و برکه ای پر ازآب در اتتظار

به تو می گويم که روز است هنوز

.......و هيچ گاه به انتها نخواهی رسيد

نوشته شده توسط آرمان نظر یادت نره  | 

!...........می گویند می آیی

!می گویند، می آیی و من هنوز به خود نرسیده ام

.و این سرآغاز نشناختن است

.بوی غربت هزاران جمعه در ذهنم می پیچدوباز هم انتظار است و انتظار

انتظار همراه نام توست و من آنقدر در بندم که گاه فراموش می کنم

!می شود منتظر ماند

.باور دارم که می آیی،نه آن هنگام که نی ها به گل می نشینند

شاید تنها آن زمان

!که چشمان دلمان دیگر سپید نباشد

 نوشته شده توسط آرمان نظر یادت نره  | 

......یک برگ سفید

...دفترم را باز ميکنم اولين صفحه حکايت از رفتنت دارد

به صفحات ديگه نگاه ميکنم تمام صفحات از نبودنت از غم دوريت از چشم انتظاري و اميد به باز ...گشت پر کرده ام

.تنها يک برگ سفيد باقي مانده که براي آمدنت خالي گذاشتم

 نوشته شده توسط آرمان نظر یادت نره  | 

....بگذار اون یک نفر تو باشی

وقتی یه قلبی می شکنه

یه تیکه از اون گم میشه و خاطره می شه

اگه بخوای تیکه هاشو جمع کنی و بچسبونی

تا دوباره دل داشته باشی

تا دوباره بتونی عاشق شی

باید تو خاطره هات سفر کنی

تا با ییدا کردن یه چرا،یه دلیل

با خط کشیدن روی همه باورهای خوبت

اون تیکه رو ترمیم کنی

اون وقت با یاد آوری هر خاطره

با گوش دادن به یه آهنگ

یا شنیدن یه جمله

دوباره همه چیز واست تداعی میشه

دل شکستت،دوباره می شکنه

یه هو می بینی کم اووردی،واسه خاطره گردی کم اووردی

باید برگردی ،

سفر تو خاطره ها همیشه زجر آوره

بر می گردی تو واقعیت

سعی می کنی همه چیز رو فراموش کنی

یه شروع دوباره

ولی خودت می دونی ،تا مدتی اصلا نمیشه

خودت رو می شناسی

اون یه بار هم حماقت بود،دیوانگی

تو دنیای آدمها اومدن و دل بستن کار تو نبود

برگرد تو دنیای خودت

،بزار دوباره همه بگن دل سنگی ،یخی،سر کشی،خودخواهی

چه اهمیت داره

،تو هیچ نگو

ولی بزار خنده هات دوباره تا آسمون هفتم بره

"بزار دوباره جمله "اصلا برام مهم نیست

با همون نگاه بی تفاوت همیشگی

تو زندگیت بتازه

مثل خودت که همیشه تا سر حد جنون می تازی

بزار دوباره دستات ،چیزهای تازه خلق کنه

با قوانین و باورهای خودت زندگی کن

با منطق بی احساس همیشگی

بزار دوباره همه رو فقط و فقط تو دلت دوست داشته باشی

"بزار دوباره این جمله رومدام بشنوی "مگه تو احساس هم داری؟

چه اهمیت داره

تو بخند و

به هر کسی که دوسش داری بلند بگو دیوونه

دوباره دلتنگی هات رو قورت بده

بزار دوباره یادت بره آخرین باری که گریه کردی،کی بوده

ولی قبل رفتن

واسه یادگاری

تیکه های قلبم هدیه به شما

واسه ترمیم دل شکستتون

دل ما که دل نشد

بزار حداقل شما دوباره بتونید عاشق بشین

و

و

و

!!!!!!!!!!!!!بگذار اون یک نفر تو باشی!!!!!!!!! تو

 نوشته شده توسط آرمان نظر یادت نره  | 

......اینجا پایان پایان است

پيوستي به رويا ، به خواب ، به خيال
...پيوستي به آنچه ديگرتکرارش برايم رنج آور است


...ديگر اين دلخسته را تاب براي زخم زبان نمانده
 ...رمقي اگر بود
 ...تابي اگر مانده بود..نغمه اي اگردرعمق ناي خسته مانده بود
 ...تمام شد
همه چيزتمام شدنش را به رخ ديده مي کشيد
ولي
 ... گويي ديده را تاب ديدن نبود
... اما شنيدن تاب آورد
 ...ديگر بار براي درک واژه ي نبودن
 ... نبودنت را با جان مي آميزم و نيستي را درآغوش مي کشم
 ...حضورم کم رنگ مي شود و نبودن وجود را در برمي گيرد
 ...ديگر نه دستان را توان
...نه پاها را رمق 
 ...نه چشمان را تاب
 ... نه دل را قرار
 ... نه تن را وجود مانده است ديگر هميشه هاي تکرار پايان يافت
 ... ديگر نه آغازي است و نه پاياني
.که اينجا پايان پايان است

 نوشته شده توسط آرمان نظر یادت نره  | 

.........بدون شرح

به شانه ام زدی
که تنهایی ام را تکانده باشی
به چه دل خوش کرده ای؟!
تکاندن برف
از شانه های آدم برفی؟

 نوشته شده توسط آرمان نظر یادت نره  | 

........یه درد دل

اون روزا كه بي تو پرپر مي زدم كجا بودي؟

هر چي خونه تو كوچس در مي زدم كجا بودي؟

اون روزا كه به هواي دين چشماي تو

من به هر خيابوني سر مي زدم كجا بودي؟

اون روزا كه از غم عاشقي و ديوونگيت

به دل ديوونه خنجر مي زدم كجا بودي؟

اون كسي كه واسه تو ساز مي زنه خونش كجاس؟

لااقل از اون كه بهتر ميزدم كجا بودي؟

اون روزايي كه به خاطر پسنديدن تو

به دسام گل معطر مي زدم كجا بودي؟

اون روزا كه اسمتو نوشته بودم رو ديوار

نقش تو رو سنگ مرمر مي زدم كجا بودي؟

اون روزا كه عكساي ناز تو رو با كلي ذوق

روي برگاي تو دفتر مي زدم كجا بودي؟

اون روزا كه هر كسي مي اومد و ، منو مي خواس

نه ، به جاي حرف آخر مي زدم كجا بودي؟

گفتي من واست بهونه ميارم ، نق مي زنم

به خدا از اون كه كمتر مي زدم كجا بودي؟

ببينم اون روزا كه نامه هاتو با قاصدك

روي بالاي كبوتر مي زدم كجا بودي؟

وقتي كه رو سرنوشت خط خطيم با كلي بغض

سه تا بعله مكرر مي زدم كجا بودي

 نوشته شده توسط آرمان نظر یادت نره  | 

 

...................می بینی مرا
....کاش با تو نمی ماندم
...خاطره ها
هیچکس......هیچکس
.....اما هیچکس نمیفهمد
....تو دیگر برو
عاشقی کجاست؟ وفا کدومه؟
...........انتها
!...........می گویند می آیی
......یک برگ سفید
....بگذار اون یک نفر تو باشی
......اینجا پایان پایان است
.........بدون شرح
........یه درد دل

 

شما میتوانید قسمتی از شعر یا مطلب مورد نظر خودتان را در این قسمت وارد کنید و اگر در وبلاگ وجود داشته باشد جستجوگر آن را پیدا می کند. توجه داشته باشید که جستجوگر نسبت به حروف فاصله دار و به هم چسبیده .حساس است

:مثلا

((کاش با تو نمی ماندم))

((کاش باتو نمیماندم))

 




 

در دادگاه عشق قسمم قلبم بود،وکیلم دلم بود و حضار، جمعی از عاشقان و دلسوختگان. قاضی نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد، محکوم شدم به تنهایی و مرگ. در کنار چوبه دار از من خواستند تا آخرین خواسته ام را بگویم و من گفتم که به تو بگویند دوستت دارم

به وبلاگ خاطرات مرده خوش آمدید از اینکه در غم و تنهایی ها با من شریک شدید و منو از تنهایی در آوردین خیلی ممنونم امیدوارم استفاده .لازم رو از این وبلاگ برده باشید

 

 

 

 

...در غم آرزوهایی که می میرند

 کیوکوشین ماتسویی/آقا شایان

 عاشق همیشه تنهاست

 الهه عشق

 تنهاترین عاشق

 جدیدترین کلیپ های موبایل

 دوستت دارم با تمام وجود

 پناهنده عشق

 پر از عشق

 قصه از کجا شرو شد؟؟؟؟

 سرزمین عشق

 مروارید عشق من

 عشق مرده

تنهاتر از تنهایی

 ((هیچ و پوچ))

 تنهایی بیا تو

 زندگی بی تو سراب

 تنهایی بهتر از گدایی عشق

 کاکا . فابرگاس . لمپارد

 

 

 

:طرز استفاده از فیلترشکن

ابتدا این کد را در اینترنت اکسپلورر قرار می دهید و سپس سایت یا وبلاگ مورد نظر را بعد از این کد می نویسید

 
من در این کلبه خوشم،تودر آن اوج که هستی خوش باش.من به عشق تو خوشم،تو به عشق هر که هستی خوش باش